سردار شهید بهروز مرادی

او در سال 1364 در رشته صنایع دستی در دانشگاه پردیس اصفهان مشغول تحصیل شد و قبل از پایان تحصیلاتش در چهارم خرداد 1367 در منطقه شلمچه به شهادت رسید.

بهروز می‌گفت: «کوچه‌های این شهر به خون شهداء مطهر است با وضو وارد شوید». همانگونه که خودش نیز بر دروازه شهر آن را نگاشت.

بهروز می‌نوشت: «هر بار که خود را مهیا برای نوشتن می‌بینم در خود احساس می‌کنم که کوهی از اندوه و نگرانی بر دوشم سنگینی می‌کند و همین باعث می‌شود که از ابراز آن خودداری کنم.»

او می‌گفت:«گاه احساس می‌کنم آنچه را که با آن درگیر هستیم یک درد است و برای درمان آن، چاره راه را سخت می‌بینم. مریض‌های عادی با یک آمپول و قرص مداوا می‌شوند، ولی آنچه ما را در برگرفته، میکروب و ویروس نیست، بلکه چیزی است که بیشتر شعله‌های سرکشی را می‌ماند که بند‌بند وجودمان را می‌سوزاند.»

او می‌دانست فریادگری است که فریادی از او شنیده نمی‌شود و می‌گفت:«به جز خدا، با چه کسی باید سخن گفت؟‌»

بهروز در اول محرم 1364 در خرمشهر نوشت: «گویی در این انقلاب تنها مانده‌ایم، کسی نیست بفهمد ما چه می‌گوییم؟، دوستانمان یکی یکی می‌روند و دیگران هم در انتظار می‌روند و می‌رویم تا شاید آیندگان را راهگشا باشیم.»

او می‌گفت: «به هر کجا که می‌رویم غریبه‌ایم و همه با هم بیگانه، آنقدر که از خود بیخود شده‌ایم و آنهایی که ما را به راه جنگ کشاندند، برایمان دل می‌سوزانند گویی به منجلاب فسادی افتاده‌ایم که برای نجات، نیاز به منجیانی آنچنانی داریم.»

بهروزاعتقاد داشت: خاک این شهر دامنگیر است، شهری مانند خرمشهر که هر خانه‌اش دست کم چند گلوله توپ و خمپاره خورده و به کلی ویران شده، خاکش دامنگیر است به خاطر خصلت‌هایی که درون زندگی مردم این شهر وجود دارد و برخوردی که با یکدیگر دارند، یک نوع گرما و صمیمیت خاصی دارد.

دوستانش می‌گویند: بهروز را فراتر از زمان خودش نمی‌توان شناخت، شجاع بود، آنقدر که بعد از فتح خرمشهر تک و تنها دنبال اجساد گمنام شهیدان می‌گشت.

او روی یک دوش خود گلوله‌های آر-پی- ‌جی و دوربین فیلمبرداری که ناظر تمام لحظات با خرمشهر بودن را داشت و با دستی دیگر قلم به دست از دلتنگی‌هایش برای خواهرزاده‌اش می‌نوشت.

دوستانش می‌گویند:بهروز با آن روح بزرگ و با عظمت و پرصلابت خود هم معلم بود و هم بسیجی. حیف بود که همه دوستانش رفته باشند، اما خودش نرود، او دوست نداشت حتی تابوتش را بچه‌هایی که می‌شناسند بلند کنند همانگونه که آخرین گلوله سربی مانده در خشاب تک تیرانداز عراقی مهمان تن بهروز شد و سپس قطعنامه 598 پذیرفته شد.

بهروز می‌گفت: جمعیت خرمشهر 36 میلیون نفر است. او نه فرزند خرمشهر که برادر مهربان همه ماست. کسی که نامش در کنار شهیدانی چون محمدعلی جهان آراء، احمد شوش، بهنام محمدی، امیر رفیعی، محمدرضا دشتی‌زاده، نورانی، اکبر رنجبر، رضا دشتی، حمود ربیعی، جمشید برون و... همه بچه‌های خرمشهر به یاد می‌آورد که روزی روزگاری قرار بود خرمشهر برای ایرانی‌ها نباشد...

بعضی زندگی را هنرمند و بعضی هنرمندانه تعریف می‌کنند، اما بعضی‌ها چون بهروز مرادی هنرمندانه زندگی می‌کنند، همانگونه که شهید سیدمرتضی آوینی در وصفش نوشته است: «جنگ اگر چه ادامه حیات معمول را برید، اما از منظری دیگر، دروازه‌ای به بهشت خاصان اولیای خویش بر ما گشود. تو گویی نبض دلیری و مرگ آگاهی است که در سنج و دمام می‌تپد. روی تابلوی ورودی شهر نوشته است: در کوچه‌های این شهر به خون شهدا آغشته است با وضو وارد شوید.

رزم‌آوران از این منظر آسمانی به جنگ می‌نگریستند، در هر وجب از این خاک شهیدی به معراج رفته است، با وضو وارد شوید. این تابلو را بر دروازه خرمشهر، شهید بهروز مرادی نگاشته است، مردی از سلاله جوانمردان. این تصویر به سال 1359 باز می‌گردد، چهارماه پس از آ‌غاز جنگ تحمیلی، او تا سال 1367 که به شهادت رسید، پای از جبهه‌ها بیرون نگذاشت.

خانه شهید بهروز مرادی در خیابان نقدی، کنار مسجد اصفهانی‌ها قرار دارد. در این خانه سه شهید زیسته‌اند، بهروز مرادی، پدر و برادرش.

/ 9 نظر / 293 بازدید
مهدی گرگ پور

خدا رحمتش کنه / هر وقت اونموقه می دیدمش دوربین همراهش بود و یه لحظه آروم و قرار نداشت . آخرین بار جزیره مینو فرمانده ما بود .

[قهقهه]این اسم برام اشنا است. بهروز مرادی همکلاسی بود و یک روز خبر شهادتش رو شنیدیم. بعد همه گفتن اخه مگه او به جبهه رفته بود. اون مثل خیلیها اهل ریا نبود و کسی نمی دونست که یه خط در میون میاد دانشگاه و اوقات دیگه توی جبهه می جنگه. و راستش اینقدر با همه صمیمانه و گرم برخورد می کرد که شبیه ادمهایی که اونوقتها می رفتن جبهه نبود. یادش بخیر و روحش شاد

حامیان دکتر ناصر گلک

دوست عزیزم سلام در راستای آبادانی و رسیدن به زندگی بهتر در خرمشهر به ما بپیوندید ما حامیان دکتر ناصر گلک هستیم اگر مایلید با ما تبادل لینک کنید ما را با نام (حامیان ناصر گلک ) www.hamian-golak.blogfa.com

نرگس

سلام بر دوست عزیزم بهروز... هرچند چند ماه بعد از شهادتش متولد شدم..هر چند 23 سال بعد از شهادتش پا به خرمشهر گذاشتم...ولی او مصمم بود بشناسمش و او می خواست ...به عکست شرم دارم نگاه کنم ...دلم برایت خیلی تنگ شده اکنون ما همان سخن تواست(هر کجا که میرویم غریب هستیم همه با ما بیگانه شده اند و ما خود نیز از خود بی خودان را می مانیم..)آشنایی با تو و دوستانت ما را این گونه کرد...نگذار فراموشت کنم

خبر گزاری اینترنتی رسمی خرمشهر هستیم برای آگاهی عموم همشهریان لطفا خبر های خود را با ما در میان بگذارید آدرس سایت: http://www.khoramshahrkhabar.com/

آقا مرتضی

یا الله سلام بر شما شهر آسمانی به روز شد به یاد 5 سال پیش که شهر آسمانی تازه پا گرفته بود ......

آقا مرتضی

باید از لحظه ها، تاریخ را ساخت. مردم اگر پس از آزادی به این شهر برگشتند با خانه ای خراب روبرو خواهند شد. اگر بخواهند بنالند از این که خانه ندارند و هر چه داشته اند از بین رفته است، بگویند حکومت این کار را کرده، امام این کار را کرده، این نهایت ناشیگری است.... کسانی که پا به خرمشهر می گذارند نباید تنها به فکر این باشند که سقف و دیوار خانه هایشان را درست کنند. باید به فکر این باشند که چگونه وحدتی را که امام می گوید حفظ کنند. با همان وحدتی که شاه را سرنگون کردند، با همان وحدت آستین ها را بالا بزنند و برای سازندگی جامعه کوشش کنند.... مادران، فرزندان خردسال خود را طوری پرورش بدهند که بچه ها در دوران نوجوانی و جوانی الگویشان بچه های قهرمانی باشد که سی و پنج روز تنها و با دستان خالی جلو لشکر دشمن ایستادگی و مقاومت نمودند.... بخشی از سخنرانی شهید بهروز مرادی در اوایل سال 61

هوشيار سلطاني فر

با نام خدا ناب آقاي جعفري مدیر دردآشنای سایت عزالدين قسام با سلام و احترام؛ استحضار دارید که تنوع یا تکراری و جزیره ای بودن بسیاری از موارد مطالباتی ویژه ایثارگران و آسیب دیدگان جنگ تحمیلی٬ باعث چندصدایی٬ ضعف٬ پراکندگی٬ نومیدی٬ سکوت یا انصراف بیشتر آنان و حتی موجب کاهش تأثیر رسانه های پیگیر خواست های بر حق ایشان شده و نتیجتاً دستآوردهای فعالان مدنی حقوق خادمان و قربانیان جنگ را ناچیز یا راه آنان را دشوار و مقصد را بعید ساخته است. این کاستی تأسف بار در حالی است که به علت مرور زمان (گذشت ۳۳ سال از آغاز و ۲۵ سال از پایان جنگ و البته شرایط ویژه و فرساینده افراد بازمانده) و قصور مسؤولان ذی ربط٬ اکثریت بازماندگان جنگ به سن کهولت و ازکارافتادگی رسیده یا در آستانه آن قرار دارند و ضرورت رسیدگی جدی به وضعیت و حقوق آنان از مرز هشدار عبور کرده است. بنا بر این و پیرو پیشنهاد و خواست شماری از یادشدگان و دلسوزان فوریت دارد که با اتکا به مطالعات موجود (تحقیقات میدانی٬ نظرخواهی ها٬ گزارش های رسانه ها٬ مکاتبات٬ رایزنی ها و کارشناسی های انجام شده) یک تومار سراسری شامل فهرستی فراگیر از مهمترین مطالبات برآورده نشده قدیم (م

هوشيار سلطاني فر

با سلام پيرو استقبال نسبي رزمندگان و جنگزدگان در سراسر كشور و اعلام همكاري بسياري از سايت هاي دلسوز و ديگر فعالان سايبري و مدني، كار اطلاع رساني تومار سراسري مطالبات اقشار يادشده و اخذ امضاي آنان، پس از عيد فطر آغاز و تا قبل از هفته جنگ سال جاري به پايان خواهد رسيد. با توجه به كوتاهي فرصت، دو فهرست جداگانه از مهمترين مطالبات مانده هر دو قشر، كه تا كنون به هر علت پيگيري يا رسيدگي نشده است، در وبگاه «تومار» (به نشاني زير) به استحضار شما مي رسد تا اصلاحات پيشنهادي تان را در ميان بگذاريد. ديدگاه شما مغتنم است و اميدوارم كه تومار يادشده، ملاحظات اكثريت خادمان، قربانيان و آسيب ديدگان جنگ تحميلي عراق را تأمين سازد. فهرست «همراهان» (حقوقي - حقيقي) نيز تا پايان ماه مبارك رمضان مشخص و اطلاع رساني خواهد شد. چنان چه داوطلب پشتيباني (فني - اجرايي) يا هر گونه همراهي در تهيه اين تومار هستيد اعلام فرماييد. سپاسگزارم كه فعالان مدني حقوق رزمندگان مظلوم و جنگزدگان محروم را ياري مي دهيد. مرداد ۱۳۹۲ هوشيار سلطاني فر همراه: 09123497140 نمابر: 02177514826 تهران - صندوق پستی: 1673 / 13145 veb: toomar92.blogf